بادامچیان: ما در مرحله نهایی و بعد از مناظرات در صورتیکه وظیفه شرعی و عقلی مان ایجاب ‌کند بر روی یک نفر «وحدت» می‌کنیم

2017-03-14 ۰ نظر
حدود ۷۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم زمان باقی است؛ اصولگرایان در ابتدای امر امیدوار بودند با معجزه «جمنا» پس از سالها رویای اجماع را عینیت بخشند؛ اما این رویاپردازی دوام چندانی نداشت و خیلی زود صداهای مخالف از درون جریان اصولگرا به گوش رسید؛ پایداری‌ها که در زدن زیر میز اجماع، تبحری شگرف دارند این بار هم سنت شکنی نکردند و مطابق انتظار به جمنا بی‌اعتنایی و بعضا هجمه کردند؛ موتلفه‌ای‌ها هم که به لحاظ قدمت و سابقه نیم قرن بزرگتر از پایداری‌ها هستند، همین مشی را البته با اندکی تساهل و تسامح برگزیدند؛ آنها اصرار دارند نامزدشان یعنی مهندس میرسلیم حتما در مراحلی نظیر ثبت نام، مناظرات و حتی دور اول انتخابات حاضر باشد. برای آگاهی بیشتر از مواضع انتخاباتی موتلفه‌ای‌ها به سراغ اسدالله بادامچیان عضو ارشد این حزب رفتیم؛ در گپ و گفت یک ساعته‌ای که داشتیم، لفظ «تکلیف شرعی» چندین بار از لسان ایشان خارج شد؛ لفظی که اصولگرایان با آن مانوس و مالوف‌اند و در بزنگاه‌های انتخاباتی برای استنکاف از اجماع و اصلح نشان دادن طیف و حزب و کاندیدای خود به کرات بر زبان می‌رانند!
عکس+بیرونی

دیده بان ایران: تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب، در ابتدای امر بارقه‌های امید را در میان هواداران و سمپات‌های جریان اصولگرا ایجاد کرد که پس از مدت‌ها اجماع میسر شود اما خیلی زود، سازهای ناکوک و صداهای مخالف به گوش رسید؛ واقعا چرا اصولگرایان از اجماع و وحدت عاجزند آیا تمامیت خواهی به جزء لایتجزی زیست سیاسی کنشگران جناح راست تبدیل شده است؟

بادامچیان: در هر انتخاباتی دیدگاه‌ها و سلایق مختلف حضور دارند؛ اصولا طبیعت انسان‌ها بر اختلاف سلایق بنا شده است؛ بنابراین این تفاوت سلایق در همه گروه‌های سیاسی وجود دارد و منحصر به اصولگرایان نیست؛ اساسا تقسیم جامعه به اصولگرا و اصلاح طلب و یا مفاهیم وارداتی نظیر چپ و راست که بعضا از دایره اخلاق اسلامی و ادب و تمدن ایرانی نیز خارج می‌شود، صحیح نیست؛ اما اجمالا باید تصریح کنم که این اختلافات ناشی از آزادی است و دلیلی بر تمامیت خواهی اصولگرایان و غیراصولگرایان نیست.

یک مشکل بزرگ ما این است که میل به القاء پراکندگی و تشتت داریم؛ فی‌المثل اگر یک فرد اصلاح طلب بود، او را از دایره شمول انقلابی‌گری خارج می‌دانیم و بالعکس اگر فردی اصولگرا بود، او را در درک جامعه مدنی و مفاهیمی اینچنینی عاجز و ناتوان قلمداد می‌کنیم. این تقسیم بندی‌ها متاسفانه از زمان دولت اصلاحات آغاز شد؛ پس از انتخابات دوم خرداد شعار دادند که «شما پیام دوم خرداد را نفهمیدید» و چند هزار مدیر این مملکت را از مسئولیت خلع کردند و عناصر جناحی و باندی را جایگزین کردند؛ من در آن زمان مدیر مسئول نشریه شما بودم و نام حدود ۸۰۰ مدیر عزل شده و جایگزین هر یک را برای ثبت در تاریخ مرقوم کردم. اصلاح طلبان در آن مقطع شعار می‌دادند «زنده باد مخالف من» اما واقعیت پنهان شعارشان این بود که «زنده باد مخالف من مشروط به آنکه طبق منافع من عمل کند»! دوم خردادی‌ها در کشور یک دوقطبی ایجاد کردند و خودشان را فهم مطلق قلمداد کردند و طرف مقابل را متهم به نفهمی کردند.

دولت بعد از دولت اصلاحات نیز از همین مشی و الگو پیروی کرد و سیاه و سفید مطلق ایجاد کرد؛ دولت فعلی هم عنوان اعتدال را یدک می‌کشد اما ما در این چند سال چندان نشانی از اعتدال ندیده‌ایم؛ ارگان مطبوعاتی این دولت بیش از آنکه به دفاع از عملکرد آن بپردازد سراپا هجمه به منتقدان و مخالفان است؛ به هر حال رقبای این دولت ۴۹ درصد رای آوردند و باید احترام این ۵۰ درصد جامعه و حقوق آنها رعایت شود؛ رئیس جمهور متعلق به همه مردم است و نباید او را منحصر به یک گروه خاص کرد. ما در حزب موتلفه معتقدیم این روش‌ها که مورد استعمال دولت‌ها قرار می‌گیرد غلط است؛ هم به آقای خاتمی و هم به آقای احمدی نژاد در دوره های ریاست جمهوری شان این موضع را گفته‌ایم؛ در آغاز به کار دولت یازدهم هم با آقای روحانی دیدار داشتیم؛ مرحوم عسگراولادی در آن دیدار خطاب به آقای روحانی گفت ما شما را «مِنا» می‌دانیم؛ آقای روحانی هم گفت ما هم شما را «منا» می‌دانیم و با نظر آقای روحانی مقرر شد که آقای آل اسحاق رابط موتلفه با دولت یازدهم باشد؛ اما متاسفانه در طول این ۴ سال هیچگونه همکاری از موتلفه نخواستند.

جبهه مردمی نیروهای انقلاب که مورد سوال شما بود، مجموعه‌ای است که هدفش تجمیع نیروها است؛ این کار بسیار مطلوب است؛ ما از تجمیع و تقریب آنها استقبال می‌کنیم اما اینکه انتظار داشته باشیم این نیروهای تجمیع شده در قالب جبهه مردمی از یک تفکر پیروی کنند،هرگز چنین نیست؛ اگر وحدت و اجماع هم حاصل نشود از نظر ما ایراد و عیبی ندارد و نشانی از آزادی است.

این تمامیت خواهی که در سوال شما بود نوعی اهانت است؛ تمامیت خواهی یعنی نگاه محدود و خودمحورانه داشتن؛ نظر من این است که از این الفاظ منفی نباید استفاده کرد؛ اینکه اصولگرایان کاندیدای متعدد داشته باشند نامش تمامیت خواهی نیست؛ مگر در انتخابات گذشته که ۵ کاندیدا داشتند آیا این تمامیت خواهی بود؟ اینکه اصلاح طلبان یک نامزد را در نهایت معرفی کردند و عارف را کنار بردند، تمامیت خواهی بود؟

دیده بان ایران: خب؛ در نهایت رای اصولگرایان شکست و نتیجه انتخابات را واگذار کردند.

بادامچیان: اگر رای اصولگرایان شکست که دوستان اصلاح طلب باید خوشحال باشند و از این ۵ کاندیدا هم تشکر کنند(باخنده). در انتخابات ۹۲ آقای روحانی یک کاندیدای منفرد بودند که با انصراف آقای عارف، اصلاح طلبان از آقای روحانی حمایت کردند.

دیده بان ایران: خب؛ کار حزبی و تشکیلاتی یعنی همین؛ یعنی کنش معطوف به نتیجه؛ که همان کسب قدرت است.

بادامچیان: ما این نگاه را قبول نداریم؛ در فرهنگ غرب که دین جایگاهی ندارد، سیاست را مترادف با قدرت می‌دانند؛ در اسلام سیاست علم قدرت نیست؛ سیاست علم اداره جامعه در مسیر مستقیم الهی برای سعادت دنیوی و اخروی انسانهاست؛ خب در این تعریف گاهی به حکومت می‌رسید و گاهی نه؛ اینکه می‌گویید تاسیس حزب با هدف کسب قدرت است از منظر اسلام تعریفی انحرافی است؛ چنین حزبی وقتی به قدرت می‌رسد «خدمت» به مردم را هم با هدف استمرار قدرت انجام می‌دهد؛ از منظر موتلفه حزب باید تکلیف الهی‌اش را انجام دهد. ما در موتلفه با نگاه حذفی مخالفیم؛هیچکدام از دولت‌های خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی از ظرفیت موتلفه استفاده نکردند اما ما هیچگاه به جدال با آنها روی نیاوردیم؛ ما مخالف این هستیم که هر گروهی رای نیاورد به گروه دیگر لجن پاشی کند.

دیده بان ایران: آقای بادامچیان حزب شما همواره از رای و نظر تشکیلاتی تبعیت کرده و امر جامعتین برایش مطاع بوده؛ اما در انتخابات پیش‌رو به طرز غیرمنتظره‌ای برای کاندیدا کردن آقای میرسلیم با شناسنامه موتلفه‌ای، اصرار دارید؛ آیا به نظرتون این اهتمام و این اصرار، خود عاملی برای به هم خوردن میز اجماع اصولگرایان نیست؟ وقتی حزب موتلفه با قدمتی ۵۰ ساله و کارنامه‌ای مشحون از جمع گرایی، میل به معرفی کاندیدای مستقل دارد، دیگر از پایداری‌ها با سابقه ۵ ساله و کارنامه‌ای مملو از تکروی و تندروی چه انتظاری می توان داشت؟

بادامچیان: بخشی از این نگاه و تحلیل شما ناشی از القائات جناحی است؛ موتلفه از ابتدای انقلاب تلاش کرده با جمع حرکت کند؛ ما بر خط ارزشی انقلاب تاکید ویژه‌ای داریم؛ در این خط ارزشی آدم‌های عافیت طلب، مقام طلب و محافظه کار جایی ندارند؛ از سویی دیگر بحث اداره جامعه و حقوق شهروندی آحاد جامعه نیز مورد اهمیت است؛ برای اداره جامعه نیاز به جلب نظر همه افراد جامعه است؛ اساسا تفکر انقلاب اسلامی با سرکوبگری منافات دارد؛ حزب توده خائن و برنامه‌ریز برای کودتا که از شوروی خط و بودجه می‌گرفت نیز در اوایل انقلاب تا زمانیکه توطئه خود را علنی نکرده بود، از حق حیات سیاسی برخوردار بود. وقتی بنی صدر به ایران بازگشت، من به امام عرض کردم که این فرد آمریکایی است؛ امام که از هرگونه تهمت زدن و تهمت شنیدن احتراز می کردند، گویا از حرف من خوششان آمد و با لبخند گفتند «دلیلی هم داری؟» من گفتم بر مبنای فهم سیاسی ام این حرف را مطرح می‌کنم. بنی صدر وقتی نامزد انتخابات شد همه این نیروها و گروه‌های لیبرال که امروز خود را اصلاح طلب می نامند، به حمایت از وی برخاستند.

دیده بان ایران: البته جامعه روحانیت مبارز هم به حمایت از کاندیداتوری بنی صدر پرداخت.

بادامچیان: بله؛ این موضوع در خاطرات آیت الله مهدوی ذکر شده و یک دلیل خاص دارد که حالا من قصد اشاره به آنرا ندارم. به طور کلی، امام با وجود همه اقدامات بنی صدر و تمردهای او، هیچگاه جلوی او را نگرفت و حتی روز قبل از انتخابات هم در پیامی فرمودند همه مردم در انتخابات شرکت کنند و به کسی رای دهید که تصور می کنید بیشتر از بقیه رای می آورد و در آن روزها هم فضای جامعه به نفع بنی صدر بود؛ سپس امام فرمودند اگر رئیس جمهور خطا برود ملت او را به جهنم خواهد فرستاد. امام، بنی صدر را تنفیذ کردند و حتی فرماندهی کل قوا را هم به او تفویض کردند؛ چرا امام این کار را کردند؟ برای اینکه مردم احساس نکنند امام یک فرد مورد نظر اکثریت مردم را از خدمت بازداشته است؛ امام در واقع مردم را از بنی صدر جدا کرد و بنی صدر به مردم شناسانده شد که نه یک فرد آزاد منش که یک ژنرال پینوشه است. در واقع امام مردم را نسبت به بنی صدر آگاه کرد. بنابراین سرکوبگری نشد بلکه روشنگری صورت گرفت؛ در ضمن جامعه روحانیت پس از آشکار شدن مواضع بنی صدر از او حمایت نکرد اما گروه های اصلاح طلب تا پس از ۱۴ اسفند هم به حمایت خود از بنی صدر ادامه دادند.

بنابراین، از اول انقلاب تاکنون به همه گروه‌ها و نیروها میدان داده شده است؛ حزب توده بعد از پیروزی انقلاب، ۶۰ نشریه داشت که بودجه آن را «کا گ ب» تامین می‌کرد؛ همین آقای «مسعود بهنود» که می‌گویند مامور «ام آی ۶» انگلیس است، در زمان طاغوت در رسانه‌هایی که کار کرده بود مشکلات زیادی را به بار آورده بود؛ این فرد، بعد انقلاب نشریه فردوسی را راه انداخت؛ او خیال می‌کرد ما سوابق او را نمی‌دانیم؛ حال آنکه ما خط انگلیس را از او می خواندیم و روزی هم که لو رفت و فرار کرد ما مانع نشدیم؛ چرا؟ برای اینکه مردم مطلع شوند.حالا اگر مانع رفتن بنی صدر می‌شدند، چه می‌شد؟ اگر او اعدام می‌شد یک شهید قلابی از او می ساختند! اگر هم او را نگه می‌داشتند هر روز دعواهایی که امروز پیرامون این دو نفر(موسوی و کروبی) هست پیش می‌آمد؛ توجه داشته باشید از اینها(موسوی و کروبی) مواظبت می‌شود زیرا ممکن است آنها را بکشند و به پای جمهوری اسلامی بگذارند و با آنها مدارا می شود؛ آنها اگر محاکمه شوند حکم شان نه یکبار که چند بار اعدام و مصادره اموال است. حالا بنی صدر رفته است و الان کسی اسم او را هم نمی‌آورد. بنابراین انقلاب اسلامی حرکتش آگاهی بخشی است و سرکوبگر نیست.

علی ایحال در مقطع و موقعیت کنونی وظیفه ایجاب می‌کند که یک حزب نظیر موتلفه با قدمتی ۵۴ ساله که در طول این مدت حتی یک شهرام جزایری و یک بابک زنجانی هم سراغش نیامده و سلامت مالی و سلامت اخلاقی‌اش زبانزد است، خود را مطرح کند؛ همچنین نگاه موتلفه یک نگاه تعاملی است و امروز کشور به این رویکرد نیاز دارد تا اقتدار جمهوری اسلامی بهتر تداوم یابد و مشکلات کشور هم رفع شود؛ متاسفانه امروز معضلات و مشکلات زیادی گریبانگیر کشور است؛ من برای خانم ابتکار احترام زیادی قائلم؛ ایشان «خواهر مری» در جریان تسخیر لانه جاسوسی بود؛ اما وی در بهبود و ارتقاء کیفیت هوا بویژه در استان خوزستان ناموفق بوده و بر غلظت و شدت ریزگردها در سه سال اخیر در این استان افزوده شده است؛ یا در تهران هم نتوانسته از آلودگی هوا درصدی بکاهد؛ یا آقای قالیباف شهردار تهران که ایشان هم مورد احترام ماست، می‌گوید برای کاهش آلودگی هوا ۶ سال صبر کنید! بنابراین ما احساس کردیم باید با یک رویکرد تعاملی و با یک نامزدی همچون آقای مهندس میرسلیم که ۳۷ سال در این نظام خدمت کرده است؛ ۷ سال رئیس دفتر مقام معظم رهبری بوده است؛ تحصیلکرده خارج است؛ متخصص و پاک و ساده زیست و مدارا‌گر است؛ به صحنه بیاییم؛ عملکرد آقای میرسلیم در وزارت ارشاد مشخص است؛ وی همچون یکی از وزراء، وزارت ارشاد را منحل نکرد بلکه با هم سلایق در این وزارتخانه تا آنجا که ممکن بود کار کرد.

در مورد قسمت دوم سوال شما هم باید بگویم اینکه بحث پایداری را مطرح می‌کنید الزاما به موتلفه ارتباطی ندارد؛ آنها خود تشخیص می‌دهند؛ اگر قرار است در این رابطه از ما تقلید کنند، خب در سایر امور هم از ما تقلید کنند! ولی آنها خودشان تصمیم می‌گیرند.

دیده بان ایران: خب؛ اگر پایداری‌ها نامزد مستقل معرفی کنند؛ شما هم همین کار را کنید و سایر شخصیت‌های اصولگرا هم برای کاندیداتوری احساس تکلیف کنند، قطعا سبد رای اصولگرایان مخدوش می‌شود؛ همانند تجربه انتخابات ۹۲؛ در آن زمان مرحوم مهدوی کنی یک استدلال متقن مطرح کردند و گفتند اگر آقای جلیلی به نفع آقای قالیباف کنار می‌کشید حتما این حدود ۴ میلیون نفری که به وی رای دادند در انتخاب بین آقایان قالیباف و روحانی، قالیباف را انتخاب می‌کردند و آن شکست پیش نمی‌آمد؛ این یعنی تدبیر تشکیلاتی و انتخاباتی

بادامچیان: این قضیه مربوط به سال ۹۲ است؛ شرایط انتخابات پیش‌رو متفاوت است.

دیده بان ایران: شاید در برخی جزئیات متفاوت باشد اما در کلیت ماجرا تفاوتی ایجاد نشده است

بادامچیان: اولا همه مردم و رای دهندگان که علی‌الاطلاق اصلاح طلب یا اصولگرا نیستند؛ یک قشر خاکستری گسترده هم وجود دارد؛ ثانیا اگر پراکندگی و تشتت حاد شود، قطعا ما در مرحله نهایی و بعد از مناظرات و سایر بحث‌ها، در صورتیکه وظیفه شرعی و عقلی مان ایجاب ‌کند بر روی یک نفر وحدت می‌کنیم.

دیده بان ایران: ولو آنکه آن یک نفر آقای میرسلیم نباشد؟

بادامچیان: بله

دیده بان ایران: شما (موتلفه) اعلام کرده‌اید که نامزدتان در دور اول انتخابات هم حضور خواهد داشت و صرفا در دور دوم به فرآیند اجماع اصولگرایان می پیوندید؛ اگر در همان دور اول همچون انتخابات ۹۲ کار فیصله یابد و نامزد اعتدالیون و اصلاح طلبان بار دیگر پیروز شود چه؟

بادامچیان: خب؛ اشکالی ندارد؛ اگر مردم رای دادند که رای مردم است؛ تمام تلاش ما در نظام جمهوری اسلامی به کرسی نشاندن رای و نظر مردم است. اما ما اعلام کرده‌ایم نامزد موتلفه اسلامی تا پایان مناظره می‌ماند و پس از آن بررسی می‌کنیم که تکلیف شرعی موتلفه چیست.

دیده بان ایران: اگر تفکر جنابعالی این است؛ دیگر این همه صرف وقت و هزینه و انرژی برای کار حزبی و تشکیلاتی چه وجهی دارد؟ اساسا فلسفه وجودی تشکیلات سیاسی به قدرت رساندن همفکران و اَقران است.

بادامچیان: بله؛ ما هم داریم همین کار را می‌کنیم؛ اما دعوا و مجادله‌ای با کسی نخواهیم داشت و صرفا بر وظیفه شرعی و حکم عقلی عمل می‌کنیم؛ البته این را هم توجه داشته باشید که ما در اسلام قاعده دفع افسد به فاسد را داریم؛ ما از احمدی نژاد رضایت نداشتیم اما در انتخابات ۸۸ از وی حمایت کردیم چون طرف مقابلش مورد حمایت استکبار بود و افسد محسوب می‌شد. به طور کلی ما معتقدیم در شرایط فعلی که مشکلات و معضلات فزاینده شده است باید یک حزب که عقبه تشکیلاتی، برنامه منسجم و شبکه مردمی گسترده در بیش از ۲۳۰ شهر دارد، مسئولیت را در دست گیرد تا با پشتوانه مردمی و حزبی بتواند مشکلات را حل نماید.

دیده بان ایران: مقامات حزب موتلفه از اینکه در مقدمات تاسیس جبهه مردمی حضور نداشت، مکدر بودند؛ چندی پیش هم آقای میرسلیم اعلام کرد که جبهه مردمی نقص دارد؛ بنابراین قطعا شما عضو جمنا نیستید؛ درست است؟

بادامچیان: ما یک حزب هستیم؛ یک حزب که زیرمجموعه یک تشکیلات دیگر نمی‌شود؛ من هم در جبهه مزبور عضویتی ندارم اما به طور کلی از هر حرکت وحدت بخشی استقبال می‌کنیم.

دیده بان ایران: دست اندرکاران جبهه مردمی برای تقلیل تعداد کاندیداها و رسیدن به کاندیدای واحد با ۱۰ شخص در حال رایزنی‌اند؛ آقای میرسلیم هم جز آنها هستند؟

بادامچیان: با ۱۰ نفر در حال رایزنی نیستند؛ بلکه با ۲۱ نفر در حال رایزنی‌اند و طبیعتا آقای میرسلیم هم جز آنهاست.

دیده بان ایران: در دومین مجمع عمومی جبهه مردمی که اواسط فروردین برگزار می‌شود، شرکت می‌کنید؟

بادامچیان: اگر دعوت کنند، حضور پیدا می‌کنیم.

Print Friendly, PDF & Email

بدون نظر تا کنون

مکالمات را مشاهده کنید

بدون نظر!

شما بایدوارد شوید برای ارسال یک نظر.

<